تاريخچه آموزش پيش دبستاني
تاريخچه آموزش پيش دبستاني در ايران که با اصطلاحات مختلفی از جمله مهدکودک ، آمادگی ،کودکستان ، آموزش قبل از دبستان و در نهایت پیش دبستان برای آن بکار رفته است به 80 سال پيش باز مي گردد .منظور از پیش دبستان دوره چند ساله قبل از دبستان است که نوآموزان توانایی یادگیری همراه با فعالیتهای بدنی و بازی پیدا می کنند . در برخی کشورها و در مقطعی از زمان به لحاظ شرایط و قوانین این دوره از یک تا 3 سال متغیر بوده و هم اکنون در ایران سنین 4 تا 6 ساله جزء پیش دبستانی محسوب می گردد.
قبل از اینکه زنده یاد جبار باغچه در سال 1303 به احداث باغچه اطفال در شهرستان تبريز مبادرت نماید و چند سال بعد در سال 1307 كودكستان ديگري در شهرستان شيراز داير نماید ، در سال 1298 مسيونر هاي مذهبي و اقليت هاي ديني به احداث كودكستان ها و مراكز آموزش پيش دبستاني در تهران مبادرت می نمودند . گفتني است كه در آن اثنا تنها از كودكان خانواده هاي مرفه و كارمندان عالي رتبه ادارات در اين مراكز ثبت نام به عمل مي آمد . استقبال اين خانواده ها از عملكرد مراكز آموزش پيش دبستاني (كودكستان ها) سبب گرديدكه طي مدت زمان كوتاهي در تهران و چندين شهر بزرگ ديگر كشور، كودكستان هايي توسط بخش خصوصي داير گردد . از جمله مهمترين برنامه هاي اين مراكز مي توان به بازي هاي مرسوم ، آموزش مقدماتي خواندن و نوشتن ، نقاشي و بازي با عروسك و اشكال هندسي اشاره نمود.در سال 1303 شوراي عالي فرهنگ ،به تصويب انحصاري آيين نامه احداث مراكز آموزش پيش دبستاني در شهرستان تهران و درسال 1304به تصويب اين آيين نامه براي ساير شهرهاي كشور مبادرت نمود.نخستين امتياز تاسيس كودكستان توسط وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه در سال 1310 صادر گرديد.از اين روي سال1310 آغاز فصل جديدي در تاريخ آموزش پيش دبستاني ايران محسوب مي گردد.نخستين آيين نامه ويژه كودكستانها و مراكز آموزش پيش دبستاني درسال 1312 به تصويب شوراي عالي فرهنگ رسيد. در ماده اول اين آيين نامه ، سن كودكان جهت پذيرش در كودكستانها 4 تا 7 سال قيد شده بود. اين در حاليست كه درسال 1335 ، آيين نامه جديدي جهت اداره كودكستانها به تصويب رسيد كه طي آن سن كودكان ، 3 تا 6 سال تعيين شده بود. در سال1334 ، اداره مستقلي جهت رسيدگي و نظارت بر امور كودكستان ها تحت نظارت وزارت فرهنگ تاسيس گرديد. در سال1340 ، اداره امور كودكستانهاي كشور منحل شده و وظايف مربوطه به اداره كل تعليمات ابتدائي محول گرديد. در آن اثنا دولت به تلاش هايي درجهت احداث كودكستان هاي دولتي مبادرت نموده و با احداث كودكستانها در شهرهاي سراسركشور،كودكان خانواده هاي طبقه متوسط را تحت پوشش خود قرار داد. تا سال 1322 در سراسر كشور تنها تعداد 7 كودكستان وجود داشت و اين در حاليست كه طي سال1331 به 74 و طي سال 51 13 به 431 مركز بالغ گرديد. در همان اثنا تلاش هايي در جهت تربيت مربيان مراكز پيش دبستاني نيز آغاز گرديد. درسال 1336 ، آموزشگاه هاي كودكياري آغاز به فعاليت نمودند . اولين اساسنامه و برنامه درسي اين آموزشگاهها طي سال 1345 به تصويب شوراي عالي فرهنگ رسيد. چندسال بعد تدريس رشته كودكياري يا آموزش و پرورش پيش ازدبستان در برخي دانشكده هاي علوم تربيتي من جمله مدرسه عالي شميرانات و دانشگاه ابوريحان آغاز گرديد.
درسال1350 ، اداره كل تعليمات ابتدايي به دفتر برنامه ريزي آموزش ابتدايي تغيير نام داده و واحد كودكستان هاي اين اداره، عهده دار مسئـوليت طرح و برنامه ريزي آموزش و پرورش پيش دبستاني گرديد. در سال1354، با توجه به توسعه كودكستانها و تربيت مربيان كودك، دفتر برنامه ريزي آموزش ابتدايي به دفتر آموزش كودكستاني و ابتدايي تغيير نام داده و بالاخره درسال 1359 در اداره كل و سپس در دفتر آموزش عمومي ادغام گرديد . طبق آخرين آيين نامه كودكستانها كه در سال 1349به تصويب شوراي عالي آموزش و پرورش رسيد، تشكيل كلاسهاي آمادگي ضميمه آموزش ابتدايي گرديده و سن كودكان كودكستاني 3 تا 6 سال تعيين گرديد. درسال 1353 ، وزارت آموزش و پرورش طبق انتشار بخشنامه اي به اعمال اصلاحاتي در آيين نامه مذكور مبادرت نمود. مطابق اين تغييرات تنها آندسته از كودكاني كه از سن 5 سال تمام برخوردار بودند از حق ثبت نام دركلاسهاي آمادگي بهره مند گرديدند.
در گذشته امتياز تاسيس مراکز پیش دبستانی با نام مهدهاي كودك ويژه كودكان رده هاي سني 3 تا 6 سال به وزارت آموزش و پرورش و مجوز تاسيس مراكز مراقبتي كودكان زير رده سني3 سال به اتاق اصناف واگذار گرديد. از سال1354، سازمانهاي دولتي موظف به تاسيس مهدهاي كودك شده و ضوابط آنها از سوي سازمان زنان تنظيم گرديد. درسال1356، در بودجه كل سازمانهاي دولتي، بودجه لازم جهت احداث مهدهاي كودك ويژه فرزندان زنان كارمند پيش بيني شده و سازمان زنان مسئوليت تشكيل و نظارت بر آنها را عهده دار گرديد. پس از انقلاب اسلامي ، بر اساس تصميم گيري هيات وزيران، با انحلال سازمان زنان ، سازمان ملي رفاه خانواده، سازمان تربيتي شهرداري تهران و انجمن ملي حمايت از كودكان ، اجازه تاسيس مهدهاي كودك به وزارت بهداري و بهزيستي و سپس به سازمان بهزيستي محول گرديد. صدور مجوز و نظارت بركليه مهدهاي كودك دولتي و خصوصي بر عهده سازمان بهزيستي كشور است. از سال1372كليه كلاسهاي آمادگي ضميمه مدارس دولتي به علت كمبود جا منحل گرديد.گفتني است كه اين كلاسها 30 سال پيش در سال1349 و با تصويب شوراي عالي آموزش و پرورش تشكيل شده بود .
انواع مراکز پیش دبستانی که طبق آخرین دستور العمل به تاریخ 10/4/91 اعلام شده است به شرح ذیل می باشد.
-مرکز پیش دبستانی مستقل در نوبت صبح در مکانهای غیردولتی
-مرکز پیش دبستانی در فضای مازاد برنیاز مدارس دولتی پس از عقد قرارداد اجاره
گفتنی است در بیشتر شهرها به واسطه اجرای نظام 6-3-3 و اختصاص کلاسها به پایه ششم و همچنین برخی مسایل دیگر از جمله کیفیت پایین آموزشی ، هزینه های تحمیلی به آموزش و پرورش در قبال اجاره بهای ناچیز و داشتن سود بیشتر برای مدیران مدارس با وجود دریافت کمتر شهریه نسبت به مراکز پیش دبستانی مستقل و نامطلوب بودن فضای رقابتی برای مراکز پیش دبستانی مستقل و... ، کلاسهای پیش دبستانی تعطیل و یا بطور مستقل در مکان دیگری راه اندازی گردیدند.
-مرکز پیش دبستانی در فضای اماکن دولتی، جوار کارخانه ها، مساجد و...
-مرکز پیش دبستانی در فضای نوبت دوم مدارس غیردولتی و سایر اماکن
لازم به یادآوریست که در روستاها مراکز پیش دبستانی به دو شکل فعالیت دارند
- روستا مهد در روستاهای بزرگ با مجوز بهزیستی با دریافت کد و محتوا و... از آموزش وپرورش
- مرکز پیش دبستانی غیردولتی در مدارس روستایی دولتی در نوبت صبح یا بعدازظهر زیر نظر کامل آموزش وپرورش
قانون تاسیس مدارس غیرانتفاعی مصوب مجلس شورای اسلامی در تاریخ 5/3/1367 و همچنین به استناد مصوبه چهارصدوبیست ودومین جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی تاریخ 16/4/77 مبنی برطرح مسایل آموزش پیش دبستانی در شورای عالی آموزش وپرورش که آموزش و پرورش را مسئول صدور مجوز و نظارت برفعالیتهای و نظارت برفعالیتهای این مراکز-از جمله کودکستان ها –معرفی ،ایجاد هماهنگی و همسویی در خصوص فعالیتهای مراجع متعدد این عرصه را از سوی وزارت آموزش و پرورش ، امری ضرورت عنوان کرده است. اصلاحیه قانون تاسیس و اداره مدارس و مراکزآموزشی و پرورشی غیردولتی مصوب6/5/1387 نیزطبق تبصره ماده 9 تنها مرجع صدور فعالیت مرکزآموزش پیش دبستانی را جهت کودکان چهار وپنچ ساله را در وزارت آموزش و پرورش ، شورای نظارت بر مدارس ومراکز غیردولتی دانسته است . بنابراین مراکز پیش دبستانی از مهدکودکها منفک شده قلمداد گردید و مهدکودکها وظیفه نگهداری کودکان زیر 4 سال را زیر نظر سازمان بهزیستی برعهده می گیرند و مراکز پیش دبستانی مستقل یا ضمیمه آموزش کودکان 4 و5 سال تمام را زیر نظر آموزش و پرورش بصورت غیردولتی انجام می دهند . اما با توجه به اینکه مهدکودکهای موجود در کشور کار آموزش نوآموزان پیش دبستانی سنین 4 تا6 سال را هم بطور سنتی برعهده دارند لذا فرایند انتقال مراکز پیش دبستانی زیر نظر بهزیستی به آموزش و پرورش البته با کندی قابل مشهود در بیشتر استانها در حال اجراست. و این مراکز می بایست مجوزهای لازم را در فرصت تعیین شده از آموزش و پرورش اخذ نمایند.
با توجه به اینکه دوره پیش دبستانی در ایران تاکنون متولی واحدی نداشته و برنامه ریزی و تدوین برنامه ها یکنواخت و جامع نبوده است لذا تولید محتوای لازم برای این دوره هم سلیقه ای اعمال می شده است و مراکز پیش دبستانی در انتخاب محتوا آزادی عمل داشته اند.با رسمی شدن -و نه اجباری شدن- دوره پیش دبستانی و با تصویب قوانین موخر در این خصوص و نیز برای ایجاد وحدت رویه، تولید محتوا با همکاری و نظارت سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی انجام می پذیرد.
تاريخچه فوق بيانگر اين واقعيت است كه سهم دولت در تاسيس مراکز پیش دبستانی و مهدهاي كودك بسيار ناچيز بوده و عمدتا به تنظيم آيين نامه ها و اعطاي مجوزهاي قانوني محدود بوده است . بنابراین کودکستانها و مراکز پیش دبستانی با توجه به اینکه جزء آموزشهای اجباری و رسمی نبوده است از80 سال پیش خصوصی بوده و این روند تا بحال ادامه داشته است. البته هم اکنون براساس قوانین موجود دوره پیش دبستانی رسمی غیراجباری است و تلاشهایی در جریان است تا این دوره را اجباری کنند . چندی پیش وزیر آموزش و پرورش از نظام 7-3-3 صحبت به میان آوردند . یعنی اضافه شدن پیش دبستانی به نظام آموزشی .این درحالی است که اجرای نظام 6-3-3 از مهر سال 91 آغاز شده است.
بررسی ها در سطح کشور نشان می دهد که وضعیت کاری و معیشتی مربیان پیش دبستانی در حد مطلوبی نیست و آنان با کمترین حقوق فعالیت می کنند . فعالیت روزانه مربیان 5/3 ساعت در 5 روز هفته می باشد لذا دستمزد و بیمه و مزایا ی آنان زیر حداقل حقوق قانون کار می باشد. با خروج مراکز پیش دبستانی از مدارس دولتی که منجر به بیکاری تعدادی از مربیان انجامید تعدادی از آنان جلو مجلس تحصن کردند و خواستار استخدام شدند لذا طی طرحی از سوی نمایندگان استخدام مربیان پیش دبستانی مورد توجه قرار گرفت و مقرر شد در صورت استخدام ، مربیان در الویت قرار گیرند.مربیان دوره پیش دبستانی قبل از شروع کار می بایست صلاحیتهای لازم را برای احراز شغل از جمله علامندی ودانش وتوانایی برقراری ارتباط با نوآموزان،توانایی اجرای برنامه انس باقرآن، داشتن حداقل مدرک کارشناسی در رشته مرتبط وتاییدیه گزینش و...داشته باشند.
طبق آخرین آمار ، تعداد نوآموزان پیش دبستانی که در سامانه سناد ثبت شده اند با احتساب نوآموزان استثنایی433877 نفر می باشد که البته تعداد نوآموزان بیش از این رقم می باشد و در سامانه ثبت نشده اند. هنوز آمار دقیقی در این خصوص ارائه نگردیده و علت آن بیشتر عدم دسترسی به اینترنت و تحت پوشش بهزیستی بودن بسیاری از مراکز پیش دبستانی و مهدهای کودک است.
اهداف کلی دوره آموزش پيش دبستاني
1- پرورش قابلیتهای جسمانی و ذهنی، هماهنگ سازی ورشد مهارتهای حرکتی کودکان
2- کمک به رشد عاطفی کودکان ، افزایش حس اعتماد به نفس ، درک شرایط محیطی وتقویت درک زیبایی ها
3- فراهم ساختن زمینه ی علاقه و احساس شادی از مشارکت در فعالیت های گروهی
4- تقویت علاقه به ارزشهای دینی ، اخلاقی وهویت ملی
5- ایجاد رفتارهای مطلوب فردی و اجتماعی در کودکان متناسب با سن آنان
اهداف برنامه و فعالیتهای دوره پیش دبستانی
1-پرورش مهارتهای جسمی وحرکتی
2-پرورش روحیه ورفتار عاطفی
3-پرورش مهارتهای ذهنی
4-پرورش صفات اخلاقی ورفتارهای اجتماعی مبتنی برارزشهای اسلامی
5-انس با قرآن وعلاقه به یادگیری آن
6-پرورش ذوق هنری وزیبایی شناسی
7-تقویت حس دینی وعلایق مذهبی
8-پرورش هویت ملی
9-پرورش مهارتهای زبان فارسی
10- ارتقای سطح بهداشت وایمنی
11-آشنایی با محیط زیست وعلاقه و انس با طبیعت و حفظ آن
محتوای متداول در این دوره مشتمل برعناوین زیر است:
انس با قرآن-قصه- شعروسرود- بازی- نقاشی-کاردستی- نمایش خلاق- بحث وگفتگو- مشاهده- آزمایش-گردش علمی و تماشای فیلم و آشنایی با نحوه استفاده از فن آوری های جدید
آموزش الفبا و زبان فارسی در دوره پیش دبستانی مطابق نظر آموزش و پرورش و با توجه به ایجاد تداخل در اهداف برنامه های آموزشی دوره ابتدایی ممنوع می باشد اما آموزش الفبا در برخی مراکز پیش دبستانی بخصوص در مهدهای کودک حتی برای کودکان زیر4 سال هم همچنان رایج است.
نظر به مشكلات زباني كودكان مناطق دو زبانه كشور حين ورود به مقطع آموزش ابتدايي ، نرخ بالاي تجديد كودكان طي سالهاي اوليه آموزش ابتدايي ،عدم تسلط كافي دربرقراري ارتباطات به زبان فارسي و در دسترس نبودن تعداد كافي از مراكز پيش دبستاني ، هر ساله كلاس هاي آمادگي يك ماهه قبل از شروع سال تحصيلي در مناطق مذكور تشكيل مي گردد. گفتني است كه وزارت آموزش و پرورش برای فراهم نمودن زمينه هايي جهت آمادگي كودكان ساكن مناطق مذكور جهت ورود به مقطع آموزش ابتدايي از طريق تعيين برنامه هاي مورد نياز و صدور بخشنامه هاي مربوطه اقدام مي نمايد.
مراكز و مدارس غيردولتي فرصتي براي اشتغال زايي براي جوانان تحصيلكرده
در جامعه اي كه مي بايست به جوانان بهاي بيشتري داده شود تا از فرصت طلايي آنان يعني دوره جواني ما بين 20 تا 35 سال كه سرشار از انرژي ، توانايي جسمي، روحيه كار و فعاليت و پشتكار،خلاقيت و ابتكار و پژوهش و نوآوري ، توانمندي استفاده بهينه از تجارب ديگران هستند، استفاده شود تا هم خود فرد بتواند نيازهاي اوليه خود را مانند فرصت تشكيل خانواده و آغاز زندگي سالم اجتماعي را رفع كند و هم جامعه حداكثر بهره برداري را از آنان نمايد اما با تاسف بايد اذعان نمود براساس گزارشهايي كه در مورد سرمايه انساني در ايران تهيه شده قسمتي از اين فرجه زماني مهم با كمترين سودي مي سوزد كه علل بارز آن عبارتند از :سربازي ، زمان طولاني درصف جستجوي كار بودن ، تحصيلات تكميلي فرسايشي ، بيگاري ، اشتغال بصورت غير بهينه مانند رشته غير از تخصص و دانش آموختگي خود يا اشتغال پاره وقت ، ساعتي ، حق التدريس ، اشتغال در نهضت سوادآموزي و....
در اين مقاله مختصر در مورد نحوه جذب نيروي انساني در آموزش و پرورش طي چند طي دهه اخير و مشكلات موجود فرا روي فارغ التحصيلان در دوره معاصر مي پردازيم و مراكز و مدارس غيردولتي را فرصتي براي اشتغال آنان مي دانيم .باشد كه قسمتي از نيروي انساني كارآمد و متخصص و متعهد وبا نشاط در خدمت تعليم وتربيت نسل آينده درآيند.
در گذشته اغلب دستگاههاي دولتي و سازمانها وتشكيلات نظامي و همچنين مراكز توليدي و صنعتي براي تامين نيروي انساني خود اقدام به ايجاد مراكز آموزشي و تربيت نيروي متخصص مي كردند.آنها با جذب وگزينش افراد از سنين نوجواني در واحدهاي خود بكارگيري مي كردند .بهترين نمونه اي كه درزمينه بهره داري بهينه از نيروي انساني در حوزه آموزش وپرورش مي توان اشاره كرد، دانشسراهاي قديم و مراكزتربيت معلم امروزي ودانشگاه فرهنگيان آينده است . در دانشسراهاي قديم نوجوانان پس از پايان دوره تحصيلات ابتدايي و راهنمايي وارد آنها مي شدند و پس از چند سال آموزش روشهاي فنون تدريس و مطالب مربوط به رشته تدريس وكارورزي مستقيم وارد نظام تعليم وتربيت وآموزگاري مي شدند.معلمان مي توانستند با ادامه تحصيل در مقطع بالاتر تدريس كنند واين فرايند تا استادي دانشگاه ادامه مي يافت وكساني كه مي توانستند اين پروسه را طي كنند با كوله باري از تجربه و دانش روز در خدمت نظام تعليم وتربيت و آموزش عالي كشور قرار مي گرفتند. مراكز تربيت معلم هم شكل توسعه يافته دانشسراها بودند كه رشته هاي متنوعي را دربرمي گرفت .دانش آموزان پس از اخذ ديپلم از طريق كنكور و انتخاب رشته جذب مراكز تربيت معلم مي شدند. براي هر رشته درسي و هر مقطع، معلمان را تربيت مي كردند و آنان بلافاصله استخدام و وارد عرصه تعليم وتربيت مي شدند. عمده محاسن اينگونه مراكز آموزشي اين بود كه دانش آموزان از همان دوران نوجواني وارد دستگاه مي شدند و پس از گذراندن دوره هاي مخصوص در همان دستگاه بكارگيري مي شدند. البته در مراكز تربيت معلم هم ادامه تحصيل غير اجباري اما ضروري بود زيرا دانشي كه در اين مراكز ياد داده مي شد همگام با توسعه علمي و رشد علم وتكنولوژي در جهان نبود و محدوديتهاي فراواني وجود داشت. دوره هاي ضمن خدمت هم كه در چارچوب خاصي ارائه مي شد كفايت نمي كرد. شايد بتوان گفت بهترين آموزشي كه معلمان در اين مراكز مي ديدند روشها وفنون تدريس وكلاسداري بود .بي توجهي به اين مراكز باعث شد ارتقاي علمي و تخصصي معلمان در دهه هاي شصت و هفتاد ميسر نشود و خيلي از معلمان توانايي هاي خود را بروز نكنند كه پيامدهاي زيادي براي نظام آموزش پرورش و جامعه داشت. به علت عدم كارايي اين مراكز بود كه جذب دانشجوكاهش يافت و حتي تا مرحله انحلال هم پيش رفت.در نتيجه دستگاه تعليم و تربيت مجبور به جذب معلم از ميان فارغ التحصيلان دانشگاهي و آموزشياران نهضت سواد آموزي و... در قالب معلم حق التدريس،شركتي،قراردادي شد كه گرچه درهاي جديدي به روي آموزش و پرورش گشوده شد اما باز هم مشكلات وجود داشت . بيشتر اين معلمان طي چندسال فعاليت در دهه هشتاد به استخدام رسمي آموزش وپرورش درآمدند كه عمده ايرادات آنها عدم توانايي آنان در كلاسداري وعدم تسلط بر روشها وفنون تدريس و بكار گيري در رشته غير تخصصي مي باشد و باز بايد گفت آموزشهاي بدو و ضمن خدمت كه در چارچوبهاي خاص معرفتي حاكم بر نظام آموزش وپرورش برگزار مي شود كمترين فايده را داشته و به درد معلمان نخورده است. مراكز تربيت معلم پس از گذراندن فراز و نشيبهاي بسيار و قبض و بسطهاي بي ثمر مي رود تا با تبديل آنها به دانشگاه فرهنگيان تجربه جديدي را دست و پا كند . اينكه اين تجربه موفق خواهد بود يا نه مقوله ديگري است كه بايد دقيقاً بررسي شود. بهرحال دو مسئله موجبات بحران در اشتغال جوانان جوياي كار بويژه فارغ التحصيلان را فراهم آورد. 1-از اواخر دهه شصت براساس رويكرد عرضه محوري و با گسترش مراكز عالي دولتي و غير دولتي و يا وابسته به نهاد ها وسازمانها و همچنين دانشگاههاي آزاد ،پيام نور، جامع علمي و... در سراسر كشور كه بصورت قارچ گونه و بدور از در نظر گرفتن جنبه هاي مختلف از جمله اشتغالزايي مولد وكارآفريني انجام شد خيل عظيم فارغ التحصيلان را روانه بازار كار كرد بسياري از سازمانها و ادارات توانايي جذب آنها را نداشته و ندارند و مراكز صنعتي رشد نيافته هم نيازي به تخصصهاي آنان كه بيشتر در زمينه علوم انساني است ندارند. 2-بيشتر سازمانهاي دولتي و مراكز صنعتي بغير از مراكز نظامي كه داراي مركز آموزشي براي تامين نيروي انساني خود و امكانات رفاهي و مسكن سازماني وغيره بودند به علت عدم كارايي وبهره وري ويا دلايل ديگر و به دليل اينكه روند توسعه و نوسازي سازماني وجود نداشت- ازجمله مراكز تربيت معلم- جذب نيروي جوان را تقليل دادند.مسئله مهمي كه بايد به آن اشاره كنيم آنست كه اكثر فارغ التحصيلان امروزي با هزينه شخصي خود يا خانواده در شرايط سخت اقتصادي كشور و در دانشگاههاي غيردولتي تحصيل نموده اند وهم اينك كه فصل اشتغال است و البته سن جواني را هم ازدست داده اند و از تسهيلات دولتي هم كمترين بهره اي را نبرده اند نيز براي اشتغال مجبور به صرف هزينه هاي گزاف مي باشند.
با توجه به گستره آموزش و پرورش و لزوم حضور و مشاركت موسسات مردم نهاد و افراد حقيقي و حقوقي در عرصه خطير تعليم و تربيت و به منظور ياري رساندن دولت در زير پوشش بردن كامل كودكان و نوجوانان واجب التعليم، مدارس و مراكز آموزشي و پرورشي غير دولتي بوجود آمده است تا در كنار مدارس و مراكز آموزشي دولتي به فعاليت بپردازند.البته سابقه فعاليت بخش مردمي و خصوصي قبل از پيدايش مدارس رسمي توسط افراد خيرانديش و مصلح از طريق ايجاد مكتب خانه ها، حوزه ها ، مدارس علميه و مدارسي به سبك جديد به سده پيش برمي گردد. موسسات آموزشي غير دولتي كه در فضاي رقابتي به فعاليت مي پردازند داراي محاسني از جمله : 1- ارتقاء كيفيت آموزشي 2- استفاده بهينه از امكانات وتجهيزات و فرصتها 3- كاهش هزينه هاي دولت 4- جذب و جلب مشاركتهاي مالي، فكري و... مردم 5- شكوفايي خلاقيت و ابتكارات و نوآوري 6- جذب نخبگان و مربيان وكادر حرفه اي و تربيت آنان 7- كار آفريني و ايجاد فرصتهاي شغلي جديد
مي باشند كه مي توانند در بسياري زمينه ها پيشرو بوده و موفق عمل كنند.البته كار در عرصه تعليم و تربيت و فرهنگ و ادب مي بايست به دور از سوداگري و سود جويي و زياده خواهي باشد و اهداف و غايات متعالي كه در فرهنگ ايراني و دين مبين اسلام به آنها تاكيد شده است بايد ملاك عمل قرار گيرد.لكن سودجويي و ورود افرادي كه دغدغه اي غير از تعليم وتربيت دارند فلسفه وجودي مدارس غير دولتي را با چالش روبرو كرده است . گذشته از اينها چون انجام هر كاري ،لوازم و زمينه هاي اقتصادي را هم بايد داشته باشد. پس براي گسترش و رونق تعليم و تربيت نيز بايد به توسعه اقتصادي جامعه و تقويت بنيه هاي آن و افزايش ثروت نيز انديشيد.اقتصادي عادلانه با پشتوانه فرهنگ كار وكوشش و انضباط و به بركت همبستگي ملي ، مشاركت سالم و مديريت قوي كه در آن ، طبقه متوسط فزوني پيدا كرده و مدارس و مراكز غير دولتي ، طيف گسترده اي از جامعه را در برگيرد و بتواند : 1- كل نوآموزان دوره دوساله پيش دبستاني را تحت پوشش قرار دهد 2- افراد بجا مانده از تحصيل در قالب بزرگسالان ، راه دور، نهضت سواد آموزي و... را پوشش دهد 3- درصد دانش آموزان مدارس غير دولتي را نسبت به كل دانش آموزان كه اينك به تعريفي 11 درصد و به تعبير و تفسيرديگر20 درصد مي باشد افزايش دهد.
همانگونه كه گفته شد كار آفريني و ايجاد شغل يكي از مزيتها و پيامدها و نه اهداف اصلي پيدايش مدارس و مراكز آموزشي غير دولتي بوده است كه با توجه به محدوديتهاي استخدامي دولتي مي تواند جوابگوي هرچند ناچيز خيل عظيم فارغ التحصيلان و متقاضيان كار در مدارس و مراكز آموزشي غيردولتي باشد.گرچه در حال حاضر و با قوانين و مقررات فعلي و شرايط اقتصادي و فرهنگي، فعاليت در مراكز غيردولتي بخصوص مدارس پيش دبستاني به صرفه نيست و تامين كننده كامل معيشت مربيان شاغل نيست اما بحث ايجاد تحول بنيادين در آموزش و پرورش و توجه مسئولان به اهميت و ضرورت توسعه اينگونه مراكز و ارتقاء كيفيت آموزشي از طريق فراهم كردن فضاي رقابتي و گسترش مدارس غيردولتي و همچنين گسترش آموزشهاي مكمل توسط آموزشگاههاي علمي آزاد در سالهاي اخير ،فرصت هاي اميد بخش زيادي را براي كسب تجربه و تعميق مهارتهاي گوناگون در حوزه آموزش و پرورش، احراز صلاحيتهاي علمي و ارتقاء آن و در نتيجه نخبگي و رضايتمندي شغلي و اقتصادي فراهم مي آورد. اميدواريم رشد وتوسعه اقتصادي و رفع مشكلاتي كه گريبانگير اقتصاد جامعه ما شده ،زمينه فرصتهاي پيش گفته تسهيل شود. با پيدايش وگسترش مدارس وآموزشگاههاي غيردولتي از اواخر دهه شصت كه امكان جذب نيروي جوان در اينگونه مراكز آسان مي نمود اما خصلتهاي حاكم برجامعه آنرا دشوار كرد.چه اينكه با تاسيس اين مدارس و مراكز ،فرهنگيان بازنشسته جذب شدند .مزيت بكارگيري فرهنگيان بازنشسته نسبت به نيروي هاي جوان متعدد بود .مديران و موسسين ترجيح مي دهند به دلايلي مانندموارد ذيل از نيروهاي شاغل يا بازنشسته استفاده كنند. 1-داشتن تاييديه گزينشي كه براي نيروهاي آزاد كسب آن بسيار دشوار وزمانبر است. 2- نياز مالي كمتر و قانع شوندگي بيشتر بازنشستگان 3- داشتن بيمه بازنشستگي كه براي مديران مدارس غيردولتي به صرفه است 4- داشتن تجربه كافي چندين سال فعاليت آموزشي 5 -آشنايي فرهنگيان بازنشسته با خلق و خوي كار در مدرسه و رفاقت و سوابق كاري مشترك متاسفانه بيش از50% شاغلين در مراكز و مدارس غيردولتي را فرهنگيان بازنشسته ويا مامورين آموزش و پرورش شاغل در مدارس غيردولتي تشكيل مي دهند و اين باعث از بين رفتن فرصت اشتغال براي قشر فعال جامعه يعني جوانان تحصيلكرده و جوياي كار مي شود.البته تصور مدارس ومراكز غيردولتي بدون حضور عناصر اصلي و با سابقه آموزش و پرورش زيانبار است و نبايد تافته جدا بافته اي باشد اما به هر روي مي بايست فرصت تجربه اندوزي و كار و فعاليت آموزشي براي جوانان متخصص و دلسوز و آگاه جامعه با رفع موانع مانند اصلاح قانون تاسيس مراكز ومدارس غيردولتي كه در پيش است واصلاح رويه گزينشي وتسريع آن، دوره هاي بدو خدمت و ضمن خدمت مفيد مورد نياز معلمان تازه كار و كاستن هزينه ها و تشويق موسسين و مديران براي كنار گذاشتن معيارهاي سودجويي، مهيا شود.
منابع: 1- قانون تاسيس مراكز و مدارس غيرانتفاعي مصوب1367 و اصلاحيه آن در سال 1387
2- سند تحول بنيادين آموزش و پرورش
3-کتاب سرگذشت و سوانح دانشگاه در ایران، مقصود فراستخواه ، 1388، تهران: رسا.) يوسف 15/10/91
rather than a set of long papers. All program
committee members reviewed each of the 23
submissions for Cool Chips XIV and selected
the 10 best on the basis of technical merit
and innovation.
The articles
This special issue of
IEEE Micro capturesfour contributions from among five submissions.
In addition to these, we selected one
article recommended from Cool Chips
XIII. Reconfigurability was a major topic at
Cool Chips XIV, and the articles we selected
for this issue reflect this trend.
In ‘‘Cool Mega-Arrays: Ultralow-Power
Reconfigurable Accelerator Chips,’’ Nobuaki
Ozaki et al. describe the Cool Mega-Array
(CMA) chip series, a highly energy-efficient
reconfigurable accelerator for battery-driven
mobile devices. They realize a large reconfigurable
processing-element (PE) array with
flexible data-management instructions to
avoid unnecessary PE reconfiguration, and
they realize an 8
8 PE array with 24-bitdata width using a 65-nm CMOS to achieve
2.72 giga operations per second (GOPS) per
11.2 mW—the most energy-efficient accelerator
ever reported.
‘‘High-Throughput, Low-Power Software-
Defined Radio Using Reconfigurable Processors’’
by Tomoya Suzuki et al. describes
a software-defined radio baseband processor
supporting up to 600 Mbps for the
next-generation wireless standards. It’s estimated
to realize low-power operations of
500 mW for an IEEE 802.11n 4
4 multipleinput, multiple output (MIMO),
600-Mbps data stream and, within only



